عید قربان مبارک

روزعرفه خجسته باد
عرفه روزی به زیبایی شب قدراست ودریایی به وسعت بخشش الهی
اگردل به این دریازدی ماراهم دعا کن.


عیدقربان آمد و من هم شدم قربانیت گرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیت
مفلسم آهی ندارم دربساطم ناگزیر این دل صدپاره وچشمان تر ، ارزانیت

"مهرانه"

 

 

بابام فارسی کتابی اسمس میده. الان زده: سلام آیا میتوانی نان بخری؟
منم براش زدم: آری پدر اکنون خود را به سرعت به شاطر خواهم رساند و از او طلب نان می کنم.
پدر چند عدد نان از شاطر طلب کنم؟ بعد بابام زنگ زد گفت: منو مسخره می کنی؟ اگه جرات داری بیا خونه؟ آیا به نظر شما من امشب به خانه خواهم رفت؟

"ت.ب"

 

 

کاش انتخاب همسر هم مانند انتخابات ریاست جمهوری بود.
چندتا نامزد به وسیله مامانم تایید صلاحیت می شدن میومدن از هنرها و برنامه هاشون می گفتن، بعدش منم سر فرصت با آگاهی همسر انتخاب می کردم و هر چهار سال یک بار حماسه دیگری می آفریدم . شادباشید

"ت.ب"

 

 

نتانیاهو ادعاش میشه در مورد ایران میدونه!
 بعد میگه اگه مردم ایران آزاد بودن میتونستن شلوار جین بپوشن!
پوفیوز ما ساپورت میپوشیم ... ساپوووووورت!

 

 

دختره نوشته :

 چه مسخره است ! سوال امتحاني که مي گوييد: جاي خالي را با گزينه ي مناسب پر کنيد... !
من اگه مي تونستم، جاي خالي "تو" را پر مي کردم ..

پسره هم زيرش کامنت گذاشته: ر ي د ي تو امتحانت، گردن بقيه ننداز ...

 

 

داخل هواپيما نشسته بوديم
 بغل دستيم مي گفت: من هيچ اعتقادي به إسلام ندارم
  يه دفه هواپيما يه تكوني خورد ...
گفت : يا أبوالفضل نوكرتم!

 

 

بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت می گه : اینجا طویله است؟
یکی از بچه ها می گه : نه آقا اشتباهی اومدید!

 

 

شكسپیر میگه: هر وقت زنت گریه میكنه میخواد خرت كنه و هر وقت میخنده مطمئن باش خرت كرده!؟

 

 

خواهرم زنگ زده خونمون..میگه مامان هست؟گفتم نه ..گفت بابا ؟گفتم نه..گفتم کاری داری بگو من به مامان میگم .میگه نه نمیشه! خونوادگیه.
به یکی از پرورشگاهها که سر زدم مسئولش همش میگفت قیافت خیلی آشنا هست

 

 

حسن یه زنگی بزن شارژ ندارم...

حسن جواب نده میخوام پیشوازت گوش کنم

حسن پاشو بیا نیویورک،میشل یخنی پخته

(پیامک های اوباما به روحانی)

 

 

امروز پسره تو خیابون به دختر گفت :

جووووووون چی ساخته بابات !

دختره هم بهش گفت :

خب شماره مامانتو بده ، بگم بابام بیاد یکی هم برا شما بسازه ...!

 

 

بالاخره تصمیم گرفتم آیفون ۵ بخرم !
.
.
.
کسی کلیـــه نمیخـآد ؟

 

 

دوستم رفته به سی دی فروشه گفته من میخوام زبان انگلیسی یاد بگیرم ، یه سی دی کارتون زبان اصلی بده !
یارو هم سریِ کاملِ کارتونِ Shaun the sheep ( بره ی ناقلا ) رو بهش داده .
الان قشنگ با لهجه ی انگلیسی بع بع می کنه !

 

 

نیازمندیها...

يـه دوس پــسر هستم ...

در حد نـو !

ماله يه خانوم دکتر بودم که فقط باهاش مطب ميرفتم !!!

آماده ی همکاری با دبيرستان و دانشگاه دخترانه ...

 

عیدتان مبارک

"پویا"

صفحه حوادث به سبک خاندان

صفحه حوادث به سبک خاندان

پنچر شدن لاستیک:

دیروز عصر به هنگامی که آقا ایرج درحال تردد در بلوار مدرس بود لاستیک سمت چپ اتومبیلش پنجر و از راه خودش منحرف شد! به گفته شاهدان عینی این حادثه منجر به وقوع ترافیک شدید در این بولوار شده و خوشبختانه هیچ خسارتی در پیش نداشته است.

 

 

به سرقت رفتن کفش اسپورت:

متاسفانه دقایقی پیش با خبر شدیم که جمعه شب کفش ورزشی آرش از جلوی درب منزلشان به سرقت رفت.

به گفته ماموران آگاهی شهرستان فسا هنوز هیچ سرنخی از سارق یا سارقان پیدا نشده و گمان هم میرود که دیگر پیدا نشود.(مالت بپا،همسایت دزد نکن!)

 

 

یک هفته اضافه خدمت:

صبح روز شنبه به هنگامی که علیرضا به محل خدمتش رجوع میکند متوجه می شود که شب قبلش، نوبت نگهبانیش بوده و بدون اطلاع قبلی به خانه رفته است! به همین منظور از طرف فرمانده اش،جایزه ای به رسم یادبود به وی تقدیم شده که حاوی یک هفته اضافه خدمت صادقانه بوده است.

لازم به ذکر است که علیرضا تاکنون 7 ماه و14روز اضافه خدمت کسب کرده و به زودی به استخدام ارتش جمهوری اسلامی ایران در خواهد آمد.

 

 

تلفن همراهی که از پیامک زیاد، سوخت!!!

بر اساس گزارشات رسیده چند روز پیش غلام حاج عزیز مشغول ارسال پیامکهای عرفانی بوده که ناگهان تلفن همراهش زیر بار این پیامکهای سنگین کمر خم کرده و به غلام التماس کرده که بازنشسته اش بکند!

آقا غلام در صفحه فیس بوکش اعلام کرده که در روزهای آینده با گوشی جدید،بازخواهد گشت و این بار بیشتر در زمینه های "ویچت" و " نیم باز" و ... فعالیت خواهد کرد.

شایان ذکر است که غلام حاج عزیز رکورد بیشترین ارسال پیامک در دقیقه را به نام خودش ثبت کرده و نامش در کتاب گینس،توجه هر کتابخوانی را به خودش جلب می کند.

 

"پویا"

مصاحبه اختصاصی با بهمن

مصاحبه اختصاصی وبلاگ با بهمن

بهمن طی یک مصاحبه اختصاصی(تلفنی) با وبلاگ کل بگی اعلام کرد که مراسم عقد در روز عید غدیر خم ( دوم آبانماه) برگزار خواهد شد.

وی در جواب اینکه مکان عقد کجا خواهد بود پاسخ داد که هنوز چیزی مشخص نیست و در روزهای آینده مکان مراسم نیز اعلام خواهد شد.

در پایان آقا دادماد خطاب به تمام خاندان گفت که: از همه فامیل جهت شرکت در این مراسم دعوت به عمل می آید.

با سپاس فراوان از آقا بهمن که حاضر شدند با ما مصاحبه کنند و از گذاشتن مطالبشان بر روی وبلاگ هیچگونه شکایتی نداشتند.

نظرات شما 68

نظرات شما:

زنه به شوهرش میگه: مرد همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو

میبوسه! تو چرا این کار رو نمی کنی؟

شوهرش میگه: آخه من که اون زنه رو خوب نمی شناسم !!

 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام به تمام کل بگیا،میشته قیطاسیا،میشته کریما،عبدالمجیدا،میشته میرزا بگیا و همه دوستان و آشنایان،دلم واستون بسیار تنگ شده بود. بریم ببینیم این هفته چه خبر بوده؟

 

 

 "ساسی مانکن":سلام به نظر من باید بزرگان خاندان اعلامیه ای صادر میکردن و اقدام زشت امین عکسی را محکوم میکردن,چون واقعا بی احترامی کرد

جواب:سلام عزیزم،یارو دیگه ازدواج کرد رفت! کم کم هم داره بابا میشه! اون موضوع رو فراموش کنید برید سراغ سوژه بعدی(عقد بهمن!!!)  

 

 

"بگوری":اینم یه شعر از طایفه میشته بگی::ننه ننه ننه ننه / یه پسر عاشق منه / اسم پسره بوووقه / دلم واسش میتنگه / صبحا که میرم مدرسه / کیفمو برام میاره / سربه سرم میذاره.............................!
اونوقت ما خلاف سنگینمون سلام نکردن به دیگران بود.

جواب:این تیکه آخرش یادت رفت که بگی: خوب بییییییییییییییییییییید؟ نمیدونم چرا این شعر رو که خوندم یاد بله برون وحید افتادم!!!

 

 

"عاشق دختر بابا":من که شماره حسابم فرستادم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب:آره ولی نوش دارو پس از مرگ سهراب! شما یک روز بعد از قرعه کشی فرستاده بودین!

 

 

"زندگی":وااااااااااااااااااااااااااای این اولین بار در زندگیم است که در مسابقه برنده میشم! وبلاگ کل بگی ممنون،تشکر می کنم از همسر مهربانم چون اون جواب مسابقه به من گفت و من براتون فرستادم.مرسی از مدیر وبلاگ.

جواب:دست شوهر گلت درد نکنه! حالا زیاد هم نمیخواد ذوقزده بشی، خدایی نکرده یه اتفاقی واست میفته عقد بهمن عقب میفته! خواهشا این چند روزه یه کم مراقب خودتون باشید که گوش شیطون کر، پاشیم بریم یه بزن و برقصی راه بندازیم،البته ما که شانس نداریم! یه دفه خبردار میشیم که بهمن عروسی  کرده !!!!

 

 

"شیدا":بفرماییدشام فسایی.دریمی...پیش غذا:کوترشی، غذای اصلی: دوپیازه الو با نون بیریزی الخصوص اگر پوران خانم پخته باشه، دسر:حلوا خرمای با هسه اونم اگرشهین جون درس کرده باشه، نوش جان حالا نمرشون چنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب:اگه واقعا نون بیریزیش برای پوران باشه من 10 میدم ولی اگه از من میپرسی دسر بهشون "نون فسی با چیی" بده تا ترش بکنن دلمون خنک بشه!

 

 

"بردبار":از همینجا به عمه فاطمه و عمو هوشنگ و عمو ایرج و غلام حاجی عزیز و سایر خویشاوندان سلام عرض میکنم و دعا میکنم حالشون خوب باشد.ببخشید پول تلفنمون زیاد اومده گفتم به جای زنگ زدن از سایت خاندان استقاده کنم احوالپرسی کنم

جواب:یعنی تو واقعا به همه اینا زنگ میزنی احوالپرسی میکنی؟ وضعت خوبه ها!!!! تازه من شنیدم غلام حاجی عزیز هم پول موبایلش زیاد اومده دیگه برای کسی اس نمی فرسته!!!  

 

 

"شمیم":سلام.نمیدونم چی بنویسم خیلی دلم برای همه خاندان تنگ شده کاش دوباره یه جشنی بپا بشه همه همدیگه رو ببینند.این روزا خیلی دلم گرفته برام دعا کنید.دوستتون دارم هرچند که اسم منو برنده اعلام نکردید.

جواب:همش تقصیر این امین فولون فولون شده هست که نذاشت خاندان دور هم جمع بشن ولی اصلا دلت نگیره چون اندکی صبر،سحر نزدیک است...عقد بهمن نزدیک است، اگه من میدونستم اینقدر دلت گرفته حتما یه کاری میکردم اسم شما بیرون بیاد.

 

 

"پسر شجاع":واقعا عکسو فرشید هست؟

جواب:(سوال فوق مربوط به قسمت فقط واسه خنده می باشد)،بچه شدی؟ آخه دانشجوهاش جرات دارن عکسش بگیرن؟ من شنیدم سر کلاساش همچون جدی هست که با "یک من" عسل هم نمیشه خوردش!!! گناهش پای اونایی که گفتن! تازه میگن موقع انتخاب واحد میگن با قاسمی نگیرین که اصلا نمره نمیده! خب قربونت برم نمره بچه مردم بده تا بره دنبال زندگیش!!!! اینم عکس یکی از دانشجوهاش که لنگ یه نمره هست...الهی بمیرم

 

 

"یخنی":میگمه عکس شرکت گوزو که زدین ننم تا دید زد زیر گریه گفت کلنگ همی شرکتو اغات خدابیامرز زد ؛هر رو هم براشون یخنی درس میکردم براشون میبرد

جواب:میگم آغات خدابیامرز خیلی فعال بوده ها!!! معلومه که ننتم خاطرش خیلی میخواسته! راستی شما این همه یخنی میخورین معدتون درست کار میکنه؟

 

 

"سوال":راسه که سعید غلام رفته خاستگاری؟راسه که دختره کارمند بانکه؟

جواب:واقعا؟ ما داریم از شما میشنویم،الان بچه ها میرن تحقیق! اگر درست باشه منتظر خبر فوری باشید....

 

 

مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد.
دکتر گفت به فلان سیرک برو آنجا دلقکی هست ، اینقدر میخندانتت تا غمت یادت برود .

مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم...

 

هفته خوبی داشته باشید 

"پرهام"

فقط واسه خنده

فقط واسه خنده

 

پرچم ایران از نگاه استقلالی ها ...

 

 

بدون شرح

 

 

اصلا هم فوتوشاپ نیست...

 

 

وجدان کاری

 

 

یه سوپرایز کوچولوووووووو

 

 

اینا همونایی هستن که خیلی یخنی میخورن

 

 

تصویری آشنا برای تمام پسرانی که در خوابگاه زندگی کرده اند

 

 

شب امتحان،خوابگاه پسران

 

 

فرشید،هنگام مراقبت از جلسه امتحانی

 

"پویا"

خبر فوری

صبح امروز از یک منبع آگاه خبردار شدیم که بهمن پسر مرحوم اکبر به زودی عقد خواهد کرد.

این منبع آگاه اضافه کرد که مراحل اولیه ازدواج انجام شده است و این مراسم در یکی از اعیاد آتی برگزار خواهد شد.

نظرات شما 67

نظرات شما:

 به دلیل مسافرت بودن "پرهام"، استثناء این هفته نظرات شما توسط کارشناسان خاندان جواب داده می شود.

 

"ازدواج":سلام.همه بچه های فامیل در حال زن گرفتن هستند چقدر خوب بود دور غریب نمیرفتند.دنبال پرستار.دکتر.معلم....ایول مارو بی خبر نذارید....

شافتیان فر:بسیار حرف قشنگی زدی! چه خوبه که زن از فامیل بگیرن ولی دخترای فامیل هم باید یه تلاشی بکنن دکتری،مهندسی،معلمی چیزی بشن تا پسرای فامیل دست و دلشون گرم بشه!الان من دارم تک و تنها یه خونواده 2 نفره نون میدم و واقعا توش زاییدم،اگه هردونفر حقوق بگیر باشن تازه میتونن یه زندگی بخور و نمیر رو اداره کنن.

 

 

"خودش میدونه":برات یک جمله مخصوص دارم *تو رو من قد قلبم دوست دارم.

توهم زاده:الان من باید چی جواب بدم؟ آخه کدوم آدم عاقلی توی این گرونی عاشق میشه؟

 

 

"حمید":این مسابقه آی که شما گذاشتین اگه خدابیامرز کل بگی هم بیاد نمیتونه جواب بده؟؟جایزش نگه دارید واسه خودتون !!!

شافتیان فر:اتفاقا برعکس! من شنیدم که اطلاعات عمومی خدابیامرز کل بگی بسیار بالابوده و هرروز با میشته قیطاس مینشستن جدول حل میکردن! اونم جدولهای مجله روزهای زندگی!!!!

 

 

"چشم انتظار":سلام.امین جون خیلی بی معرفتی،میدونی چقدر انتظار عروسیت رو کشیدیم؟ چقدر دست و پامون رو جمع کردیم.این رسمش نبود.

توهم زاده:ما که 50 سال از خدا عمر گرفتیم تا حالا ندیدیم خاندان برای عروسی دست و پا جمع کنه،همیشه اینجور موقع ها دنبال شر جمع کردن بودن

 

 

 "کوچک خاندان":ما برای خودمان ناراحت نیستم. امین بی احترامی کرد. باید لااقل یکی از بزرگان خاندان را به عنوان نماینده دعوت می کرد.از خانواده عکسی واقعا بعید بود که هیچکس را حساب نکنند.وقتی یک بزرگتر در مراسم باشد باعث قوت قلب و پشتیبان محکمی برای همه است و فقط حضور بزرگان است که به مجلس اعتبار می دهد.خدا کند خدا براشون خوش بخاد و خوشبخت بشن

شافتیان فر:مسئولان عزیز این دکمه لایکش کجا هست؟ میخوام برای این دوست عزیزمون  ده تا لایک بزنم.اصلا خیلیا معتقد هستن قوتی که در حضور بزرگترا تو مراسمات هست،تو دوای آرد و روغنیو هم نیست! به نظر من که مراسمی که توش خاندان نباشه هیچ جذابیتی نداره!

 

 

"ب":بهتر که دعوت نشدیم اصلا دعوتم شده بودیم نمیرفتیم

توهم زاده:تا دیروز بغض کرده بود که چرا دعوت نشدیم حالا اومده اینجا برای ما قمپز در میکنه!!!

 

 

"یاسمین":ایشالا خوشوقت بشن ولی فردا که نشستن فیلم عروسیشون نگا کردن داماد حسرت میخوره چرا یکی از خاندان هم نیست فامیلهای عروس هم فکر میکنن که داماد هیچ فامیلی نداره و این برای خودش خیلی زشته

شافتیان فر:باید بگم که توی دو سه تا از عکسا نرگس خانوم مشاهده شده و به نظر من همین کفایت میکنه،حالا ما که توی عسکامون تا خواجه حافظ شیرازی هم داره چشمک میزنه چه گیرمون اومده؟

 

 

"ساسی مانکن":امین عروسی کرد؟ پس این همه وعده های عروسی کشک بود؟ روحانی مچکریم

توهم زاده:نه! نه! نه! میخواد بره ماه عسل ولی هنوز بنزینش جور نشده! ازدوستان تقاضا داریم اگه کسی کارت سوخت یدک داره بهش بده تا این بنده خدا هم بره ماه عسل تمام حرف و حدیثا بخوابه.

 

 

"بووووق":سلام وای من برای عروسی امینو یه کت و دامن دوزیدم دستمز تنها شده چهارصدهزارتومان؟؟حالا چیکارش کنم؟؟؟

شافتیان فر:دوستان میگن به دلیل رعایت اخلاقی اسم این دوست عزیزمون که نظر داده سانسور شده! اگه واقعا ۴۰۰ تومن واسه دستمزد دادی باید حداقل ۴۰۰ تا عروسی باهاش بری تا جبران پولت بشه،البته دوستان میگن بیار بده وبلاگ تا هر هفته بدیم کرایه پولشم نصف نصف!

 

 

"سبک جدید":وا وا این دیگه چ طر عروسی گرفتن هست خوب حالا چیتو کادو بدیم؟؟

توهم زاده:والا تو نمیخواد زحمت بکشی! پنج تومنت بذار جیبت برو واسه خودت کارت شارژ بخر،دعاشم به جون امین بکن

 

 

"فامیل":سلام.خواستم به امین بگم امین جون عروسیت مبارک.ایشالله که صدسال خوشبخت درکنارهم زندگی کنید و به پای هم پیر بشید.حالاخیلی مهم نیست کی توعروسیت باشه کی نباشه .به فامیلای ما اعتباری نیست ،ما رو که اگه دعوت کرده بودی،هم ما تو معذورات بودیم هم خودت ولی دلمون می خواست به احترام مادر مرحومت ازت حمایت کنیم.

شافتیان فر:احسنت! بزن لایک رو! من بارها توی برنامه های مختلف گفتم که خاندان فقط واسه حمایت کردن هست که دوست داره توی همه مراسمات باشه و به قول اون دوست عزیزمون صاحب مجلس با دیدن خاندان یه حس غروری بهش دست میده و پیش خودش میگه که خدایی نکرده اگه دعوا شد چهارتا فامیل هست که بیاد کمکم! اصلا همین عروسی امین اگه زبونم لال دعوا شده بود واقعا کسی بود که بره کمکش؟ حالا باز جای شکرش باقی هست که به خیر گذشت!

 

 

"داماد":عروسی کجا بود؟ فقط یه "گود بای پارتی" کوچیک بود برای رفتن به ماه عسل!!!

توهم زاده:اصلا اسم پارتی نیار که این وصله ها به ما نمیچسبه!!! همین کم هست که فردا بگن دختر کل بگی تو پارتی مشاهده شده!

 

 

مجری:خب تشکر میکنیم از دوستان عزیز که قبول کردن جواب نظرات شما رو بدن و سپاس از شما که همیشه ما رو با نظرهای قشنگتون حمایت کردین! البته نه از اونجور حمایتهایی که امروز صحبتش شد!

بعضی از نظرات هم بدلیل برخی مسائل حذف شدن که از همشون معذرت خواهی میکنیم:  "آبجی شلی"،"کاهو ترشی"،"کل بگی"

 

آدینه خوبی را برایتان آرزومندیم

دست روزگار 12

دست روزگار

 

حرفها گاهی اوقات

از زباله های هسته ای هم خطرناکترند...

هیچ جا نمی شود چالشان کرد...

 

  

گریه نکن پدر ......

 همین " نان حلال " که در دست داری ........

 می ارزد به تمام سفره های رنگین حرامی که بعضی ها دارند ......

 این روزها نان حلال در آوردن عرضه میخواهد .....

 که تو داری پدرم .......

 دستت را میبوسم که نان حلال بر سر سفره ی با برکتت دیدم .....

 

 

خجالت نکش...

اینجوری هم به من نگاه نکن...

تو در چشمان من از تمام فرشته های دنیا هم زیباتری...

حتی با این لباس کهنه...

با این دستهای چروک و سرمازده...

لبخند بزن عروسکم...

سهم تو از دنیا لقمه کوچکی است که در دست داری...

 

 

 پدرم دستش نرسید سقف را بپوشاند

رگبار گرسنگی ریشه ستون خانه یمان را سوزاند

 

 

شما اوج خوشبختی را در چه معنا میکنید؟

براستی که همیشه دود از کنده بلند میشود...

 

 

مادرم!!! نمی خواهد مرا عاق کنی! همین که نگاهت رنجیده باشد دنیای من جهنم است...

 

"پیام"

تحلیل مراسم عروسی امین رضایی

تحلیل مراسم عروسی امین رضایی

مراسم عروسی امین رضایی هم مثل مراسم عقدشون بدون حضور خاندان برگزار شد.به همین خاطر در خدمت دو تن از کارشناسان پایه یک خاندان هستیم تا  در مورد این مسئله باهاشون بحث کنیم.

    

آقای "توهم زاده" بفرمایید:

با سلام،من به ضرس قاطع میتونم بگم که همش تقصیر همین وبلاگ صاب مرده هست،از وقتی که حاشیه های مراسم امیر هوشنگ و ایمان خانی گذاشتین توی وبلاگ دیگه کسی جرات نمیکنه حتی تو خونه برای خودش یه جشن یه نفره هم بگیره چون به ثانیه نکشیده روی وبلاگ اومده! شما اگه توجه کنید متوجه میشید که توی مراسمات،صاحب مجلس همینجور داره دست و پاش میلرزه که حاشیه درست نشه و تا آخر مجلس با استرس پذیرایی میکنه،به نظر من وبلاگ یه تهدید جدی برای خاندان هست و با وجود این وبلاگ،همه ترجیح میدن که ریسک نکنن و با دعوت نکردن افراد فامیل،خیالشون از حاشیه ها راحت میشه!

مجری: ما در مورد حاشیه ها اصلا قصد بدی نداریم و فقط یه کم با آقا داماد شوخی میکنیم اونم باید یه کم جنبه داشته باشه دیگه!

توهم زاده:حرف شما درسته ولی مشکل اینجاست که شما شوخی شوخی تا فیها خالدون آدمم کار دارید و ازش سوژه میگیرید،داماد هر چقدرم جنبه داشته باشه دیگه آخرش تحملش تموم میشه و از یه جای دیگش میزنه بیرون.... چند روز پیش موسسه ژئوفیزیک دریمی یه آماری روی سایتش گذاشته مربوط به طرفداران وبلاگ کل بگی،آمار نشون میده که دامادها و عروسان غریب فامیل پرطرفدارترین افراد هستند.چرا؟ چون همین حاشیه ها را یادداشت میکنن و در مواقع ضروری ازشون استفاده میکنن،به نظر من، امین بسیار کار عاقلانه ای کرد که هیچکسی رو دعوت نکرد تا از حاشیه های مراسمش سوءاستفاده نشه!  جا داره که همینجا از آقا داماد تشکر کنم بخاطر اینکه ما رو دعوت کرد و واقعا تمام تلاشش رو کرد تا بهمون خوش بگذره!!!

مجری:آقای توهم زاده ما شنیدیم که آقای داماد شب عروسیش نقاب زورو زده بوده که یه موقع از طرف خاندان شناسایی نشه،شما این خبر رو تایید میکنید یا خیر؟

توهم زاده: نه من به شدت تکذیب میکنم،اون شخص واقعا زورو بوده و اتفاقا هم با خانواده دعوت شده بودن،عکسشم موجوده! شما هم که خدایی نکرده انتظار ندارید عکس زن مردم رو توی عروسی نشونتون بدم! درسته؟

مجری:آره درسته!!!!!! مرسی از شما،میریم به سراغ یکی دیگه از کارشناسای عزیزمون...

 

آقای "شافتیان فر" بفرمایید:

با سلام به شما و همه فامیل،به نظر منم یکی از دلایلی که مراسم عروسی در خفا برگزار شد وجود همین وبلاگ کل بگی هست،الان یه نمونه بارز براتون مثال میزنم:امروز صبح گلاب به روتون رفته بودم دستشویی،بچم داد میزنه میگه بابا اگه تا 2 دقیقه دیگه نیای بیرون میرم تو وبلاگ میگم که بابام یبوست داره،هیچی دیگه، از ترسم توی 30 ثانیه خلاصش کردم اومدم بیرون.یعنی میخوام بگم که این روزها همه از ترسشون جرات نمیکنن یه بووووقی تو خونشون دَر کنن! فوری تو وبلاگو هست!!!!

شافتیان فر:البته دلایل دیگه هم وجود داره که باعث شده خاندان کل بگی دعوت نشه،یکی از این دلایل کم پول دادن خاندان هست،شما خودتون کلاهتون رو قاضی کنید، توی این گرونی اگه امین میخواست کسی رو دعوت کنه خداییش بخاطر مسافتش،اصطحلاکش بسیار بالا بود،الان براتون توضیح میدم، اگه خاندان رو دعوت میکرد باید حداقل یه مینی بوس میگرفت اینا رو میبرد بعد بهشون شام عروسی میداد بعد میوه و شیرینی و صبحانه فردای عروسی و ناهار و ...  و از همه مهمتر شب عروسی باید جای خواب بهشون میداد،احتمالا آقا داماد نشسته پیش خودش فکر کرده که آخه این چه کاریه؟همه این کارا رو بکنم بعد دست بکنن پنج هزار تومن بهم بدن بعد برن بگن کاشکی نرفته بودیم،خورد شدیم تو جاده،فرداشم برن حاشیه ها بذارن توی وبلاگ به ریشم بخندن؟ مگه مغز بووق خوردم که دعوتشون بکنم!

مجری:آقای شافتیان فر شما نظرتون در مورد نقاب آقا داماد چی هست؟ آیا تکذیب میکنید؟

شافتیان فر:بسیار سوال قشنگی کردید! ایشون نه آقای داماد بوده نه زورو بلکه رابین هود بوده و میخواسته که پولایی که جمع شده بوده رو بدزده و به نیازمندهای اطراف اصفهان هدیه بده که متاسفانه موفق نشده.

مجری:به نظرتون اگه عکس ایرج،جلیل،هوشنگ،فاطمه(شیرازی،فسایی) ونرگس و مریم و کلا افراد خاندان توی آلبوم عروسی افراد نباشه اون آلبوم یه آلبوم جذابی خواهد بود؟اصلا میشه اسم اون رو آلبوم عروسی گذاشت؟

شافتیان فر:خب قطعا اگه عکس این دوستان نباشه اون آلبوم هیچ ارزشی نخواهد داشت. البته من نمیخوام شر درست کنم ولی خودم شنیدم که آقا داماد میگفت عکسای قدیمی این عزیزان خیلی خوش تیپ ترهست،بخاطر همینم عکسای قدیمی این بزرگان رو از توی وبلاگ کپی کرده و به عکاسشون داده تا با فتوشاپ کنارعکس خودشون بذاره،اینجور کلاس آلبومشونم میره بالا!!!

مجری:اگه میشه در مورد عروسی یه کم توضیح بدید که چطور بود؟ خوش گذشت؟

شافتیان فر:من با تمام وجودم از آقا داماد تشکر میکنم که ما رو دعوت کرده بودن!همه چی عالی بود! عروسی مفصل! شام واقعا لذیذ! تالار بسیار شیک و قشنگ! فقط جای کل بگیا خالی بود،البته ما همونجا به آقا داماد قول دادیم که وقتی برگشتیم در مورد عروسی هیچ حرفی نزنیم، اگه مجبور هم شدیم،بگیم که: "هیچ خبری نبود! اینا میخوان برن ماه عسل! اون شبم فقط یه نوار خالی گذاشته بودن و همه داشتن کتاب میخوندن و با همدیگه حرف میزدن،همین...!!!!"

مجری:خب دیگه وقت نداریم،تشکر میکنیم از کارشناسان خوب خاندان و همچنین از شما خوانندگان خوب وبلاگ که ما رو تا الان تحمل کردید.تا تحلیل عروسی پنهانی بعدی ،شما رو به خدا میسپاریم.

شاد،سلامت و موفق باشید...

 

"پویا و دختر بابا"